تبليغاتX
دانستن توانستن است
دانستن توانستن است
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط جلال ... |

دختر تحصیل را مى‌خواهد چه كند

طبق آمار صندوق كودكان سازمان ملل (یونیسف)، 60 درصد از 110 میلیون كودك 6 تا 11 ساله محروم از مدرسه در جهان دختر هستند. واین یعنی 65 میلیون دختر در سراسر جهان از آموزش و تحصیل محروم اند .

این در حالیست كه اگر یك دختر بدون آگاهى بزرگ شود و اطلاعاتى از مهارت‌هاى زندگى نداشته باشد، خطرات بیشترى او را نسبت به همتاهاى تحصیل كرده‌اش تهدید ‌می‌كند و این دختر، ناقل این خطرات به نسل‌هاى آینده نیز خواهد بود.




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1387 توسط جلال ... |

عشق از زبان بچه‌ها

سوال‌هاي زير را از بچه‌هاي 5 تا 10 ساله پرسيده‌اند. اما انگارجواب‌هاي آنها خيلي بچگانه نيست!

·        بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟

« 84 سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و مي‌توانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد. » جودي، 8 ساله

« مهدکودکم که تمام بشود، مي‌روم و براي خودم دنبال زن مي‌گردم! »  تام، 5 ساله




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 توسط جلال ... |

            

فرهنگسرای بانو کنار بوستان زیبای ساعی و در این روزهای بارانی میزبان خانم زهره اعتضاد است. با مجموعه تابلوهای نقاشی ایشان در مجموعه ای با نام   " تجلی عشق "  . هر روز 9 صبح تا 19 عصر .

اراده و تلاش ، همت و پشتکار در کنار  روح لطیف یک زن ، هنرمندی بی بدیل بوجود آورده که گرچه از نعمت ارزشمند دو دست بی بهره است اما آن می کند که دیگران انگشت تحیر به دندان می گزند . بانوئی که با وجود نقص عضو تا نیمه های شب پرستار پدر و مادر بیمار خود است و نیمه های شب با چشم های خواب آلوده و با روحی خسته و ملول و رنجدیده قلم به دست می گیرد و بر سفیدی بوم ، رنگ می زند و نقش و نگار می آْفریند .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1387 توسط جلال ... |

تصویر مربوط است به « آمنه بهرامی »دختر دانشجوی ۲۶ ساله که 4 سال قبل توسط خواستگارش با پاشیدن اسید به صورتش مصدوم شد. متهم (مجید ....) از همکلاسی‌های آمنه در دانشگاه بود که پس از جواب منفی آمنه ابتدا او را به «مرگ» تهدید کرد و سپس در اقدامی جنون‌آمیز، یک پارچ اسید به صورت وی پاشید.
آمنه بهرامی بعد از 6 ماه مداوا در ایران با تشخیص هیات پزشکی به اسپانیا اعزام شد و طی 4 سال گذشته 17 عمل جراحی بر روی صورت و چشم وی انجام گرفت که متاسفانه نهایتاً ناموفق ماند. دیروز جلسه دادگاه کیفرى استان تهران برگزار شد، و نهایتا قاضى و دو مستشار دادگاه پس از شور به اتفاق آرا به قصاص دو چشم متهم - طبق خواسته شاکى - و پرداخت دیه رأى دادند.

                           

اما تیتر های مهم این حادثه و آنچه در دادگاه گذشت :

• به او گفتم ازدواج کرده ام تا دیگر مزاحمم نشود. اما « مجید » با اصرار از من خواست تا هرچه زودتر طلاق بگیرم. حتى موضوع مزاحمت هایش را به کلانترى هم گزارش دادم اما آنها گفتند به دلیل این که هنوز جرمى اتفاق نیفتاده نمى توانند کار خاصى انجام دهند.؟؟؟

• پزشکان در عمل هاى جراحى مختلف چشم چپ آمنه را دوخته سپس وى را براى نجات از نابینایى مطلق و درمان چشم راست، به پزشکان اسپانیایى معرفى کردند. وى با گذشت چهار سال از این جنایت تکان دهنده و غم انگیز، در حالى که از هر دو چشم نابینا شده،براى شرکت در جلسه محاکمه، به ایران بازگشت. • تا کنون ۱۹ بار در دادگاه خواسته ام را تکرار کرده ام و امروز براى بیستمین بار تقاضاى قصاص متهم را دارم. مى خواهم دست و پایش را بسته و ۲۰ قطره اسید در چشمانش بریزید.او عاطفه انسانى ندارد.
• قرار بود آن شب همراه مادرم براى شرکت در مراسم شب قدر به امامزاده برویم اما تصویر «مجید» با ظرف اسید آخرین تصویرى است که در صفحه ذهنم ثبت شده است.

• حالا به خاطر امنیت جامعه و دختران دیگر، تقاضاى دریافت دیه دیگر اعضاى آسیب دیده بدنم و «چشم در برابر چشم» را دارم. مى خواهم او هم کور شود. من همه زندگى ام را در دوران دانشجویى از دست دادم. حالا هم فقط تاریکى مى بینم و بس!

• متهم : هر وقت که در دانشگاه با «آمنه» روبه رو مى شدم، مى دیدم که او تپش قلب گرفته و مرا دوست دارد. از چشم هایش فهمیدم عاشقم شده و قصد ازدواج با مرا دارد .

• قاضى با نشان دادن عکس هاى آمنه قبل از اسید پاشى به متهم گفت: «به صورت آمنه نگاه کن. تو سلامتى، زیبایى و جوانى اش را تباه کردى. چه توجیهى براى وجدانت دارى » و پاسخ شنید : من قصد انتقام نداشتم، فقط مى خواستم ازدواج کنم. نیتم خیر بود و او حق نداشت دست رد به سینه ام بزند .

• آمنه در پاسخ گفت: من همیشه از او مى ترسیدم. من فقط مى خواهم قطره هاى اسید را داخل چشمش بریزند. اما او به این مقدار نیز راضى نیست. چرا که هنوز به تخلیه و درآوردن چشمهایم فکر مى کند و به فکر نابودى کامل من است. حال آن که خانواده اش به فکر رهایى او از زندان و مجازات هستند و فکر مى کنند حق من بود که این چنین گرفتار شوم.

• وقتى پزشکان و پرستاران در بیمارستان چشم چپم را مى دوختند، همگى گریه مى کردند. شب ها خواب مى بینم که بار دیگر چشمهایم به روشنى باز شده اند. در حالى که با انجام ۱۷ عمل جراحى و از دست دادن کامل بینایى ام، پزشکان فقط توانستند برایم پلک بگذارند.

• چهار سال تمام در اسپانیا، به امید یافتن ذره اى از بینایى ام بودم .در حالى که چندین روز در اردوگاه آوارگان بودم   و خانواده ام قادر به تأمین بقیه هزینه هاى جراحى نبودند. یک زن خیرخواه ۲۷ هــــــزار یورو براى درمانم کمک کرد. اما خیرین هم خسته شده اند.  

                   منبع :  http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58002

چند پرسش :

آیا تنها در این جنایت فقط و فقط چشم های یک دختر است که از بین رفته ؟

آیا برای این دختر جز یک عمر رنج و حرمان و غم و مصیبت راهی دیگر وجود دارد ؟

آیا شاهد روزی خواهیم بود که کسی جرات فکر کردن به چنین جنایاتی را نداشته باشد ؟

و نهایتا ایکاش جمعیتی ، یا  NGO  هائی داشته باشیم که ضمن حمایت های مادی و معنوی از این قربانیان مظلوم و معصوم ، ذهنیت قانونگزاران و مراجع قانونی را به سمتی هدایت کند تا فصاص چنین جنایاتی صرفا پرداخت دیه و چند سال زندان و بعد آزادی نباشد .

درباره وبلاگ

روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .
روزی که کم ترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است .
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ای است
و قلب
برای زند گی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
.....................
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر نباشم . ( احمد شاملو )

Jalal_shk@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin