تبليغاتX
دانستن توانستن است
دانستن توانستن است
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط جلال ... |

وقتي خدا مادر را آفريد

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.

فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟

و خدا پاسخ داد :

مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟

بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه.

بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند.

و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .

بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره .

با يه بوسه  كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده.

و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده

فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .

فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟

اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن .

نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.

وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه

فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:

اين كه خيلي لطيفه!!

بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم .

 نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه

فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟

خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .

فرشته گونه زن رو لمس كرد: "خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !"

خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه

فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟

اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .

فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..

فقط يك چيزش خوب نيست.

خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .

 منبع : وبلاگ دکتر ظهرابی

درباره وبلاگ

روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .
روزی که کم ترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است .
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ای است
و قلب
برای زند گی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
.....................
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر نباشم . ( احمد شاملو )

Jalal_shk@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin